|
سفرنامه ايران بين قسمت دوم و سوم سفرنامه به ايران خيلی فاصله افتاد. مشغول فستيوال فيلم کن ، درس و امورات زندگی بودم و نرسيدم که بنوسم.قسمت سوم و پايانی : همه سفر به ايران به يک سو و ديدارم با با نوی ادبيات معاصر " سيمين دانشور" و همسايه قديم به سوی ديگر. سيمين دانشور حافظه روشنفکران معاصر است. درد و دل کرديم باهم. از قديم و نديم گفتيم. از يارهای رفته و بازنگشته. از عباس معروفی پرسيد. من ازليلی پرسيدم. از روزگار گفت. از قديم. از ابراهيم گلستان گفت. شايد روزی سالهای بعد در مورد اين ديدار مفصل نوشتم. بعد از ظهر شگفت انگيزی بود. سيمين مرا ( آگاهانه يا نا آگاهانه) محرم راز هايی کرد که شايد سالها بعد در موردش توانستم بنویسم . اما الان احساس ميکنم که نوشتن در مورد خاطراتی که آن روز سيمين برايم تعريف کرد، سو استفاده از پيرزنی بيمار و بستری باشد.از سيمين عکس نيانداختم، از خانه اش چرا. سيمين چنان پير و خمود شده بود که دوربين من طاقتش را نداشت. عکس های زير از از خانه سيمين دانشور و جلال آل احمد است: از ديگر تحفه های سفر ايران، ديدار دوباره با دوستان بود. با امير قادری و صوفيا نصرالّهی به موزه سينما در باغ فردوس رفتيم تا آل علی معلم را ببينيم. چه شب روشنی بود.شبی هم با لادن سليمانی ، خاطره حاتمی ، مجيد توکلی ديگر دوستان به مراسم فرش قرمز فيلم " دموکراسی در روز روشن" زم رفتيم. فيلم متوسطی بود که شبی عالی را برايمان ساخت. ايران يعنی دوستان، يعنی سفر شمال و فستيوال گل لاله و هفت سا عت در ترافيک ماندن. ايران يعنی سينما. فيلمهای کوچک، آدم های بزرگ. ايران يعنی نمايشگاه عکس های نفس گير دوست نازنينم آزاده اخلاقی. ايران يعنی نسل من و تو، که چه زيبا رو به فردا ميتازد. مردمان را بيشتر از مکان ها و اشيا دوست دارم. مردمان ايران را.........
|
About![]()
بالا خره و بعد از مدت ها تصميم گرفتم که مطالب در هم و نوشته های پراکنده ام را در قالب وبلاگی جمع کنم. Archivesتیر 1389اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Links
سعید حاتمی
شیدا در آینه
سینما |