تبليغاتX
یک شیدا





















یک شیدا

روزنوشت های شیدا شیرازی


+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت21:36توسط شیدا |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share

شبی مثل همين شبها نازنينی با خواهرش به پارکی از پارکهای  شهر بزرگ به قصد قدم زدن می روند. از دل شب سه قلچماق به سمتشان می آيند. سايه های سياهشان و خنده های کريه شان آواز وحشت است.  آنها قصد تجاوز به حريم اين دو دختر جوان را دارند  . نازنين   غريزی عمل ميکند. چاقويی که هميشه برای دفا ع از خود داشته به کارش می آيد.
نازنين قاتل ميشود. حکم : ا عدام
اما بايد تا هجده ساله شدن قاتله صبر کرد ، برای اجرای حکم.

امروز نازنين فاتحی هجده ساله است و آماده برای اجرای قانون.  آماده برای طناب دار. آماده برای ا عدام.
 
چرا نازنين بايد ا عدام شود؟ چرا دختری که از ناموسش دفاع کرده بايدبه دام همان قانونی بيافتد که در آن حفظ بکارت اجبار است؟؟

هميشه فکر ميکنم برای ديگران است که اتفاق می افتد . اگر ما ، من  يا تو جای او بوديم چه ميکرديم؟؟ اگر ما جشن هجده سالگيمان را در زندان به انتظار ا عدام ميگرفتيم حال و روزمان چگونه بود.

در همین رابطه

+نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت10:54توسط شیدا | |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share





دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...

می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی....

برای ازدواجش  در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی...

در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو...

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...

او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد...

او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر....

و هر روز او متولد میشود؛  عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...

و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این, رنج است,

 

دکتر علی شریعتی

+نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت5:49توسط شیدا | |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Share